تاریخ : شنبه, ۱۲ اسفند , ۱۴۰۲ Saturday, 2 March , 2024
1

عباس عبدی خشم رسانه های محافظه کار را برانگیخت

  • کد خبر : 137774
عباس عبدی خشم رسانه های محافظه کار را برانگیخت

این روزنامه نوشت: برای شرکت مردم در انتخابات چه می ماند؟! عباس عبدی بارها و اخیرا در یادداشتی با عنوان «تو هیچی نداری!» این موضوع را مطرح کرده است. دوباره به آن پرداخته شده است. او دو سال پیش نیز فرصت مناظره با یکی از هوچیگران ها را داشت.[نصر الله پژمانفر نماینده مشهد و عضو […]

این روزنامه نوشت:

برای شرکت مردم در انتخابات چه می ماند؟! عباس عبدی بارها و اخیرا در یادداشتی با عنوان «تو هیچی نداری!» این موضوع را مطرح کرده است. دوباره به آن پرداخته شده است.

او دو سال پیش نیز فرصت مناظره با یکی از هوچیگران ها را داشت.[نصر الله پژمانفر نماینده مشهد و عضو جبهه پایداری] و در آنجا هم همین سوال را پرسید و طبیعتاً جوابی نشنید. تو هیچی، هیچی!» و ادامه داد: «بعد از گذشت ۳۰ ماه از آن تاریخ، همه می‌بینند که به معنای واقعی کلمه چیزی در کیف نبود.»

اگر همه آنچه را که نگارنده علت خروج مردم از انتخابات می داند، یعنی بی ثباتی اقتصادی و نبود ساختار دموکراتیک در برگزاری انتخابات و اینکه طرفداران نظام تصمیم به برگزاری مجدد انتخابات بدون برنامه و برنامه داشته اند را بپذیریم. رویکرد سازنده، به نظر می رسد موارد دیگری نیز وجود دارد که انتخاب را معنادار می کند، اما نویسنده به آنها توجهی نمی کند، زیرا او و احتمالاً اصلاح طلبان همفکرش رویکردی غیرسازنده و سرسختانه نسبت به سرنوشت دارند. کشور و انتخابات

یکی از آن چیزها اهمیت «انتخابات به عنوان انتخابات» است، حتی اگر ایرادات خود انتخابات و احزاب و نامزدهای شرکت کننده زیاد باشد. همانطور که حتی در دموکراسی های مدعی، آنها ادعا نمی کنند که انتخابات ملی کامل و کامل است و نامزدها بی نقص هستند، اما این را دلیل یا بهانه ای برای کنار گذاشتن آنها قرار نمی دهند. پرونده معروف او در ایالات متحده نیاز به توضیح اضافی ندارد. در ایران احتمالاً کسانی هستند که تمرکز تیزتری دارند و چیزی از نظام نمی پذیرند، اما از آنجایی که بهترین راه اصلاح را رعایت قانون می دانند و با همان انتخابات ناقص، در فصل های انتخاباتی شرکت می کنند. و رای دهید آرای سالم پای صندوق های رای آنها حتی به کسی رای می دهند که فقط با او ارتباط کمی احساس می کنند. من شخصاً اساتید برجسته دانشگاهی را می شناسم که سال ها در انتخابات شرکت کرده اند و با وجود اینکه کاندیدای مناسب و قابل قبولی نداشته اند، رای داده اند.

فرض کنید نویسنده فوق الذکر استدلال فوق را هم قبول نداشته باشد. یک «چیز» دیگر برای شرکت در انتخابات باقی مانده است: «در انتخابات شرکت کنید و مشارکت را در بالاترین سطح افزایش دهید تا اصلاح طلبان در انتخابات پیروز شوند و به تغییر دست یابند!»

تحلیلگران اصلاح طلب معتقدند که اگر حضور مردم زیاد باشد، اصلاح طلبان پیروز می شوند و شورای نگهبان با علم به این موضوع، نامزدهای اصلی خود را رد می کند، بنابراین مردم در انتخابات پیروز می شوند و کاندیدای غیر اصلاح طلب پیروز می شود. اولاً اگر شورای نگهبان به این مهندسی اعتقاد داشت و چنین قصدی داشت، دولت های ۳۰ ساله پس از انقلاب به دست اصلاح طلبان نمی رسیدند. ثانیاً اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدا داشتند و خود خاتمی برای حمایت از او آمد و حتی برخی اصلاح طلبان ساختاری که برخلاف اصلاح طلبان نهادی، آن زمان انتخابات را تحریم کردند، سکوت کردند و روزنامه های معروف اصلاح طلب از آن نامزد حمایت کردند. . بنابراین موضوع فقط «تأیید صلاحیت ها و داشتن یک نامزد توانمند که می تواند تفاوت ایجاد کند» نیست. خود آقای عبدی حداقل در دو جای دیگر اشاره کرده است که کنار هم قرار دادن آنها نتیجه ای متفاوت با اظهارات اخیر ایشان دارد یا بهتر است بگوییم سازنده نبودن ایده های ایشان را نشان می دهد. او چند سال پیش به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «تعداد و تنوع نامزدها بر مشارکت مردم تأثیری نمی‌گذارد و این عملکرد آنهاست که میل به شرکت را کاهش داده است» و اخیراً به روزنامه شرق گفته است: «چه چیزی باعث می‌شود مردم پولی ندهند. توجه.” وی افزود: برخلاف آنچه در سال ۹۶ که وعده رفع تحریم ها را دادند، عینی نیست و اگر می بینیم سیاست های اصلاح طلبان به بن بست رسیده است، یکی از دلایل آن این است که مردم به نوستالژی روی می آورند و با توجه به اینکه اصلاح طلبانی بودند که در اوایل انقلاب و در تسخیر سفارت و حتی در جنگ حضور داشتند، این دلتنگی مشکل اصلاح طلبان می شود.

اگر این دو گزاره را در یک فرمول ساده کنار هم بگذاریم، نتیجه این می شود که حضور کم مردم ربطی به تنوع و تعداد کاندیداها ندارد و مردمی که انتظار تغییر را از اصلاح طلبان داشتند، دیگر به آنها اعتماد ندارند. بنابراین اصلاح طلبان که بدنه اصلی انقلاب اول و انقلاب دوم، جنگ و ۳۰ سال دولت بودند، «هیچ چیزی ندارند» و از این نظر فرقی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان نیست.

همه اندیشه های آقای عبدی به قدری به خیر می رسد که همه ضعیف و ویران و بیهوده اند پس چیزی برای مردم باقی نمی ماند! اما مدعی اصلاحات اجتماعی و علاقه مند به سرنوشت ملی، باید به گونه ای دیگر بیندیشد و عمل کند، به گونه ای که به جای انکار و انسداد کامل، درها و راه ها را باز بگذارد، مگر اینکه فقدان مسئولیت اجتماعی و ملی، او را به فکر نظریه پردازی بدون توجه به آن قرار دهد. عواقب. فواید عملی کار را آسان کرد در این صورت برای اثبات نظریه خود به سراغ جمع آوری مدارک می روید و ناخواسته آنچه را که مدعی و ناله می کنید، یعنی «بی انگیزگی مردم برای شرکت در انتخابات» آشکار می شود. تبدیل به چیزی می شود که مشتاقانه منتظرش هستید.

۲۷۳۰۲

لینک کوتاه : https://smartech.news/?p=137774

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.