تاریخ : پنج شنبه, ۱۰ اسفند , ۱۴۰۲ Thursday, 29 February , 2024
0

در ایستگاه های مترو قدمی به سوی فاجعه انسانی برندارید. جایی نیست! – خبرگزاری بیشتر اخبار ایران و جهان

  • کد خبر : 137511
در ایستگاه های مترو قدمی به سوی فاجعه انسانی برندارید.  جایی نیست!  – خبرگزاری بیشتر اخبار ایران و جهان

خبرگزاری بیشتر; گروه مجله فاطمه برزویی: پیامی در یکی از کانال های تلگرامی توجهم را جلب کرد: این روزها احتمال خفگی یا شکستگی دست و پا در ایستگاه مترو دروازه دولت بسیار زیاد است؛ بسیار زیاد. نمونه های مشابه این پیام در توییتر و شبکه های اجتماعی دیگری نیز منتشر شد که البته در روزهای […]

خبرگزاری بیشتر; گروه مجله فاطمه برزویی: پیامی در یکی از کانال های تلگرامی توجهم را جلب کرد: این روزها احتمال خفگی یا شکستگی دست و پا در ایستگاه مترو دروازه دولت بسیار زیاد است؛ بسیار زیاد. نمونه های مشابه این پیام در توییتر و شبکه های اجتماعی دیگری نیز منتشر شد که البته در روزهای نیمه پاییز فراگیرتر و فراگیرتر شد.

یک قدم به سوی فاجعه انسانی

ازدحام بیش از حد آنقدر زیاد است که اضافه کردن تنها چند نفر به کسانی که در ایستگاه دروازه دولتی منتظر هستند، به نظر می رسد که یک فاجعه انسانی رخ خواهد داد. گویی هر لحظه فشار ازدحام می تواند باعث شود چندین مسافر طعمه ریل قطار شوند. فاجعه ای که حتی می تواند کسی را بکشد. زن جوانی که کوله پشتی بر دوش دارد، دستانش را روی کوله پشتی اش به دعا بلند می کند: «خدایا امروز ما را از این فصل زنده نجات بده». دادن

مثل این همانطور که مسافران می گویند، وضعیت تقریباً هر روز یکسان است. زن جوان دیگری می گوید: دیروز ساعت یک ربع به شش اینجا بودم، فراموش نکنیم فشار جمعیت و بدی هوا چقدر آزاردهنده بود، تا شش و نیم نتوانستم سوار مترو شوم، این روزها متروی تهران به نظر می رسد. مثل تصاویر قطارهای هندی و اتوبوس های پاکستانی؛ بعد می گویند از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید!

بر اساس جدول زمانی مترو تهران، هر پنج دقیقه یک قطار باید برای تخلیه جمعیت از ایستگاه وارد شود، اما پنج دقیقه برای ساعت شلوغی عصر بسیار طولانی است و سکوهای مترو در عرض دو دقیقه مملو از مسافر می شوند. چند قطار وارد ایستگاه می شود و ثانیه های پیاده روی و حمل مسافر به مترو فشار جمعیت را بیشتر می کند. جلوی درب هر مترو، درگیری بین افراد خسته ای که برای سوار شدن بیش از حد منتظر مانده اند و افراد خسته ای که در تلاش برای رهایی از فشار درونی هستند، وجود دارد.

فضایی روی سکو باقی نمانده و مردم از پله برقی پایین می آیند. برخی از همان راهی که آمده بودند برمی گردند تا از راه دیگری به مقصد برسند; اما گویا خیلی ها چاره ای جز سوار شدن به مترو ندارند و در این شرایط باید منتظر بمانند. در نهایت برای جلوگیری از خفگی مردم، برخلاف زمانی که قطار از سمت چپ وارد ایستگاه می شود، این بار قطاری از سمت راست وارد ایستگاه می شود، گویی برعکس.

مسافران به وضوح یکدیگر را هل می دادند و درگیری به حدی جدی است که فقط یک قدم تا درگیری فیزیکی فاصله دارد. فریاد کمبود ناوگان حمل‌ونقل عمومی و ناله‌های پایتخت‌نشینان آن‌قدر بلند است که گوش‌هایشان را کر می‌کنند و هر روز و هر شب در میان جمعیت از این وضعیت گلایه می‌کنند، اما آنقدر بلند نیست که به گوش برسد. از تونل ها و ایستگاه های مترو. پرمدعا و صف های تاکسی به گوش مسئولان خواهد رسید. فریادی که این روزها با شروع فصل سرما و افزایش ناگهانی کرایه تاکسی های اینترنتی کرایه آن بیشتر شده است.

هل نده! جایی نیست…

یک روز دیگر صبح به همان ایستگاه می روم. فکر می کنم زودتر رفتم و قبل از جمعیت به ایستگاه دروازه دولت خواهم رسید. اما جایی برای پرتاب سوزن نیست. اولین قطار می ایستد و در ماشین باز می شود. جمعیت روی سکو سعی می کنند در همان قطار جا شوند. از داخل ماشین فریاد می زنند: زور نزن، جا نیست. آنها از بیرون در فریاد می زنند: “تا کی باید منتظر باشیم تا قطار خالی بیاید؟”

خستگی و خستگی در چهره ها موج می زند. جمعیتی که باید لبهایش افراد تحصیل کرده با موقعیت اجتماعی کم نیستند، آنها فقط به فکر یافتن جایی برای نشستن یا حتی ایستادن هستند و برای این کار باید چندین بار در روز با هم جر و بحث کنند. یکی از مسافران می گوید: زمستان و پاییز مجازات است، بدبختی ما مسافران از ساعت پنج بعد از ظهر شروع می شود؛ خط مترو یا اتوبوس فرقی نمی کند.

دیگری می گوید: پاییز و زمستان نیست! هر فصل پاداش های خاص خود را دارد. گرمای تابستان فشار بیشتری به فرد وارد می کند. رانندگان نیز از روشن کردن تهویه مطبوع قطار متاسفند. ازدحام و هوای گرم مردم را عصبانی می کند. زمستان آنقدر شلوغ است که سوار شدن به مترو برای مردم تبدیل به یک کابوس می شود. البته ما هم رعایت نمی کنیم. یک نفر می خواهد ده ایستگاه دورتر پیاده شود، اما از جلوی در ماشین تکان نمی خورد، مبادا جای کمی تنگ شود.

امکانات کمی وجود دارد! وعده های زیاد…

من یکی از فروشنده های مترو را راضی می کنم که صحبت کند. بی میل است چهار نفر قبلی از دستفروشان مترو سوالات من را رد کردند. اما در نهایت «مریم» که زنی تقریباً ۴۰ ساله است، سر صحبت را باز می کند: «این سال هایی که در مترو کار می کنم، به اندازه موهای سرم دعوا و درگیری دیده ام؛ ۹۰ درصدشان از شلوغی بود مردم از شلوغی همدیگر را هل می دهند و تحملشان کم می شود همینطور زندگی در این شهر طاقت فرسا است حساب و کتاب و دو چهار تا خسته اند وای به حال شما که در این جور رفت و آمد می کنید ازدحام جمعیت برای دو سه ساعت در روز!«اگر آن مسئول برای رسیدن به خانه مجبور بود سوار مترو شود یا در ایستگاه دروازه شمیران و ایستگاه دولت و دروازه امام خمینی (ره) خط عوض کند، احتمالاً اینطور تسلیم نمی شد.

حالا که مریم به این گفتگو دامن زده است، فروشنده دیگری نیز به ما اعتماد می کند و به بحث ما اضافه می کند: «به خاطر این شلوغی ها گاهی بدنم کبود می شود، هزار بار دیده ام که مردم از شلوغی می میرند. ۱۵ سال پیش که من بودم. با مترو به قلهک رفتم می ترسیدم تنها باشم، کاملا خالی بود، آن زمان هیچکس زیاد از مترو استفاده نمی کرد، اما الان اوضاع فرق کرده است، شهر پرجمعیت شده، ترافیک زیاد شده است، کرایه ها خیلی زیاد. ترافیک و هزاران دلیل دیگر مردم را مجبور می کند با مترو سفر کنند. اما امکانات کمی وجود دارد! آنچه او تسهیلات می نامد همان زیرساخت هایی است که مسئولان قول بهبود و تقویت آن را سال به سال می دهند.

ایستگاه «تئاتر شهر» هم واویلای است. بهمن عظیمی از مردم از قطار پیاده می شوند. این بار به سراغ ماشین های وسط می روم. مسافری در پاسخ به سوال من گفت: از زمان افتتاح خط ستاری – دولت آباد، ایستگاه ولیعصر و هفتم تیر بسیار شلوغ شده است، می دانید احتمالاً به این دلیل که با شروع آن خط، تعداد قطارها در خطوط دیگر افزایش یافته است. کاهش یافته است و مسافران باید بیشتر در صف منتظر بمانند، هر روز می بینم که مردم در این مسیر در حال دعوا هستند، مخصوصاً در این ایستگاه ها که شلوغ هستند، این به دلیل فشار کاری و روحی مردم است. شرایط سخت مسافران تمام نمی شود در مترو؛ برخی تاکسی‌ها در روزهای بارانی کرایه را دوبرابر می‌کنند! اگرچه اجازه این کار را ندارند. چرا نظارتی نیست؟ گاهی اوقات با همکارانم آنلاین تاکسی می‌گیریم، ارزان‌تر است و چاره دیگری نداریم.»

نمونه سخنان او را می شد در باران شدیدی که چندی پیش در تهران بارید دید. اکثر تاکسی ها در مسیرهای مختلف کرایه خود را دو برابر کرایه اصلی اعلام کردند و مردمی که مدت زیادی را در سرما منتظر تاکسی بودند، هرچند صدای اعتراضشان به گوش رسید؛ اما چاره دیگری نداشتند و به همان نرخ دو برابری رضایت دادند.

ماهی ۳۰ ساعت از حقوقم برای انتظار در صف تاکسی کم کرده اند

او از بوشهر به تهران آمده است، ترم اولش است و این اواخر مترو سواری به یکی از کارهای روزمره اش تبدیل شده است، اما می گوید در مترو صحنه هایی را دیده که امیدوار است هرگز برایش اتفاق نیفتد: «بارها دیده ام. زنی با بچه ای در بغل وارد کالسکه شد، اما کسی اهمیتی نداد، همین امروز زنی با نوزاد دو ماهه اش از ایستگاه ترمینال جنوب به سمت خود میرداماد می رفت و حتی یک نفر به او صندلی نداد. واقعا برام عجیب بود انگار مردم نسبت به هم حریص و بی تفاوت شده اند.”

همکلاسی او که اهل کرمانشاه است، می گوید: «باید از مترو استفاده کنیم وگرنه با این شلوغی بالا نمی رفتیم، خطوط تاکسی واقعاً گران است؛ برادرم چند سال پیش در تهران درس می خواند و اینطور نبود. اگر هزینه رفت و آمد برایش مشکل داشت باید از بی آر تی و مترو استفاده کنیم گاهی دیر سر کلاس می آییم در این زمان معلمان شاکی هستند که باید با تاکسی بیاییم یا زود برویم فکر می کنند دیر به مدرسه می رویم کلاس از عمد، اما در واقع شلوغی مترو تهران قابل توضیح نیست، در برخی ایستگاه ها قطار چندین بار وارد و خارج می شود و ما نمی توانیم سوار شویم.

تاکسی و صف تاکسی یکی دیگر از نکات برجسته برای مسافران است. در پیست تاکسی میرداماد عده ای عجله دارند و سوال من را رد می کنند اما در نهایت یکی دو نفر می مانند تا جواب بدهند. مسافری می گوید: گاهی در خط میرداماد برای تاکسی ها صف تشکیل می شود و این صف بندی نه قانون دارد و نه روز مشخصی، مهم نیست چقدر طول بکشد، مخصوصاً اگر کمی باران ببارد.

مسافر دیگری می گوید: “این صف ها را دوست دارند. میرداماد، ونک، تجریش! رانندگان تاکسی مسافران نابینا را ترجیح می دهند و کرایه های عجیب و غریب می گیرند. از طرفی تعداد وسایل حمل و نقل عمومی کم است. به خاطر همه اینها من ساعت ها در ماه کارم را از دست می دهم. جدا از این؛ گاهی برای رسیدن به خانه یک ساعت در صف منتظر می مانم، ماری جوانا آدم را گیج می کند، از آنجایی که بیست و چند ساله هستم، حداقل روزی سه ساعت در این صف ها وقت می گذارم، هشت ساعت هم کار می کنم. چه زمانی؟

رانندگان تاکسی برای رانندگان خود ارزشی قائل نیستند

بسیاری از مسافران از رانندگان تاکسی شکایت داشتند. از یکی از رانندگان تاکسی شکایت می کنم. نزدیک ظهر است و ساکت هستند. اخم می کند و با لحنی گلایه آمیز شروع می کند: «با تاکسی های اینترنتی می توانم بگویم کار راننده تاکسی مرده است. مسافر هم حق دارد اما مسئولان ذیربط برای رانندگان تاکسی ارزشی قائل نیستند. رانندگان تاکسی برای رانندگان خود ارزشی قائل نیستند. ما امنیت شغلی نداریم و همیشه شرمنده زن و بچه خود هستیم. ما زیر نظر شهرداری هستیم اما قربانی اختلافات شهرداری، تاکسیرانی و شورای شهر هستیم. صداقتی که در رانندگی اتوبوس وجود دارد در رانندگی تاکسی یافت نمی شود. سال و ممنوعیت نداریم. بیمه صحیح چیزی نیست. ما چیزی نداریم؛ با این شرایط تاکسی های اینترنتی تبدیل به فاجعه شده اند، مسافران از ما چه انتظاری دارند؟

در ایستگاه های مترو قدمی به سوی فاجعه انسانی برندارید.  جایی نیست!

یادش می‌آید که خبرنگاران زیادی آمده‌اند تا نگرانی‌های خود را بیان کنند، اما هیچ‌وقت خبری نشد و حالا دیگر امیدی ندارد. راننده دیگری که به تازگی به ما ملحق شده است با لحنی تندتر می گوید: او فقط قوانین را وضع می کند و به فکر اجرای آن نیستند و روند اجرا را نمی دانند. قانونی تصویب کرده اند که سه مسافر در عقب تاکسی را ممنوع کرده اند، اما کرایه تاکسی را کمی افزایش می دهند. چگونه درآمد و هزینه خود را تنظیم کنیم؟»

دلشان بیشتر از مسافران درد می کند. راننده دیگری می گوید: درآمد ما کفاف زندگی را نمی دهد، حتی گاهی پول ماشین خود را هم نمی دهیم، با این وضعیت که به آن توجهی ندارند، ۸ راننده تاکسی توسط ۹ نفر گروگان گرفته شده اند، تاکسیرانی نمی تواند حمایت کند. زیرمجموعه خودش است مثلا روی برگه کرایه می نوشتند از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح ۲۰ درصد افزایش می یابد اما الان همین را گرفتند.

اولین راننده تاکسی ادامه می دهد: «مسئول و مسئول باید یکی از پوست و خون ما باشد. آنچه ما می گوییم برای همه معنی دارد، من و شما. مسافر و راننده. شما باید ما را درک کنید و با مشکلات آشنا شوید. چه کسی به فکر ماست؟ ما هم در صف خدمت به مردم ایستاده ایم و این کاری است که پنجاه سال است انجام می دهیم وگرنه دست از کار می کشیدیم و به تاکسی های اینترنتی می پیوستیم. اما آیا همه می توانند ماشین بسته داشته باشند؟ ما هوای قشر خودمان را داریم، یعنی قشر متوسط ​​و گاهی ضعیف. اما چه کسی ما را می خواهد؟”

لینک کوتاه : https://smartech.news/?p=137511

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.