تاریخ : سه شنبه, ۱۵ اسفند , ۱۴۰۲ Tuesday, 5 March , 2024
0

بررسی «صحیح ابوخدیجه» به‌عنوان سومین شواهد روایی «نظریه ولایت فقیه»

  • کد خبر : 135680
بررسی «صحیح ابوخدیجه» به‌عنوان سومین شواهد روایی «نظریه ولایت فقیه»

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، پنجاه و چهارمین جلسه از سلسله مناظرات با موضوع «فقه» با تدریس حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم کلانتری تولیت آستان مقدس حضرت احمد بن. مراسم تجلیل از موسی الکاظم شاهچراغ (علیه السلام) و رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی در تالار شهید آیت اللهی، دستغیب آستان مقدس برگزار شد. حجت الاسلام […]

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، پنجاه و چهارمین جلسه از سلسله مناظرات با موضوع «فقه» با تدریس حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم کلانتری تولیت آستان مقدس حضرت احمد بن. مراسم تجلیل از موسی الکاظم شاهچراغ (علیه السلام) و رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی در تالار شهید آیت اللهی، دستغیب آستان مقدس برگزار شد.

حجت الاسلام کلانتری در این دیدار ضمن گرامیداشت هفته بسیج به بررسی و تبیین «صحیح ابوخدیجه» به عنوان سومین مدرک «نظریه ولایت فقیه» پرداخت.

تولیت حرم شاهچراغ بیان کرد: در پنج جلسه گذشته دو روایت را بررسی کردیم; یکی «مقبوله عمر بن حنظله» و دیگری «تقیع امام عصر(عج) خطاب به اسحاق بن یعقوب کلینی» و امروز روایت سوم یعنی «صحیح ابو خدیجه» را بررسی می کنیم. ابتدا به متن روایت و ترجمه آن توجه کنید:

ابو خدیجه گفت: اباعبدالله (علیه السلام) مرا نزد اصحابمان فرستاد و گفت: به آنها بگو: مراقب باشید اگر دشمنانتان بین شما بیایند یا به نزاع پناه بردید، آوردن یکی دادن و گرفتن است. از “این فاسقان در برابر عدالت، مردی را در میان خود قرار دهید که حلال و حرام را می داند، زیرا من او را بر شما قضاوت کردم و مراقب باشید که در برابر حاکم ظالم با یکدیگر جنگ نکنید.” (شیعه خ حراملی، وسائل الشیعه، ج ۱۸، باب خصوصیات القاضی، باب ۱۱، شماره ۶، ص ۱۰۰) ابوخدیجه (از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیه السلام). فرمود: امام صادق (علیه السلام) یکی از مأموریت های پدرش، دوستانمان را بر عهده دارد. [=شیعیان] برو، گفت: به آنها بگو: زینهار، چون بین شما دشمنی و اختلاف شد، یا در قبض و پرداخت بین شما اختلاف شد، داور خود را نزد یکی از این افراد زشت بیاور. باید مردی را که حلال و حرام ما را بداند به عنوان حاکم و داور بین خود تعیین کنید. زیرا من چنین شخصی را به عنوان قاضی بر شما گماشتم تا برخی از شما در برابر قدرت حاکم ظالم از دیگران شکایت نکنند.

رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی در ادامه به بیان نکاتی درباره «صحیح ابوخدیجه» پرداخت و گفت: شش نکته درباره این روایت حائز اهمیت است و باید به آن توجه کرد: نخست اینکه صدوق در کتاب شریف خود به این روایت اشاره کرده است. من لایزهره الفقیه» (من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲)، شیخ طوسی در «تهذیب الاحکام» (تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۲۴۵)، کلینی در «تهذیب الاحکام». کافی» (کافی، ج ۷، ص ۴۱۲، شماره ۴). روایت سه پیرمرد. [= صدوق، شیخ طوسی و کلینی] این نشان دهنده توجه و اطمینان شما به روایت مذکور است.

استاد دانشگاه تهران در توضیح نکته دوم درباره «صحیح ابوخدیجه» گفت: امام علیه السلام شخصی را به سوی پیروان خود می فرستد و از طریق خود به آنان پیغام می دهد که هرگز به قضات منصوب حاکمان در عدم استقرار مراجعه نمی کند. داوری نشان دهنده اهمیت ویژه مرجعیت داوری در نزد امام (علیه السلام) و اجتناب مؤمنان از چنین کاری است. اقدام امام علیه السلام در ارسال چنین پیامی، در حقیقت اعلام حکم شرعی مهمی است که امام علیه السلام خود را موظف به اطلاع مؤمنان می داند.

رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی درباره سومین نکته درباره «صحیح ابو خدیجه» گفت: دقت در متن روایت نشان می دهد که امام (ع) در این پیام مهم سه نکته اساسی را برای مؤمنان ذکر می کند: اول. ، حرمت مراجعه به قضات منصوب از طرف حاکمان قانون در دعاوی و دعاوی حقوقی. نکته دوم، وجوب رجوع به عالم دینی است که در تعارضات و دعاوی حقوقی حلال و حرام خداوند را می داند و نکته سوم، حرمت رجوع به سلاطین ظالم در تعارضات مطلق است.

این استاد دانشگاه در ادامه به تبیین نکته چهارم درباره «صحیح ابوخدیجه» پرداخت و گفت: امام (علیه السلام) مراجعه به متکلمی را که علم به حلال الهی دارد واجب کرده و او را در دعوا و منازعات نهی کرده است. تعهد از طریق انتصاب مستند می شود. این شخص به حساب خود انجام می دهد [= فاِنّی قد جَعَلتُه علیکم قاضیاً]. این نقل بیانگر آن است که ملاک مشروعیت قاضی و احکام او صرفاً تعیین الهی است.

وی تصریح کرد: نصب الهی می تواند مستقیماً انجام شود، مانند نصب پیامبر اکرم (ص) به عنوان قاضی از سوی خداوند که در آیه ۶۵ سوره نساء به وضوح نازل شده است: به پروردگارت سوگند که نخواهند شد. مؤمنان، مگر اینکه بگذارند تو را در اختلافات خود داور قرار دهند و سپس از قضاوت تو در دل خود احساس ناراحتی کنند، این کار را نکن و کاملاً تسلیم شو. و نیز تعیین امامان معصوم علیهم السلام برای این مقام از سوی خداوند; یا با وساطت، مانند تعیین افراد متدین و صالح برای قضاوت توسط پیامبر اکرم (ص) و یا توسط امامان معصوم (علیهم السلام).

با بیان اینکه قضاوت افراد منصوب امام (ره) به دلیل اینکه مستقیماً از طرف خداوند منصوب شده اند مشروع است، ولایت حرم مشروعیت دارد، گفت: در روایت مورد بحث امام صادق (ع) است. ملاک مشروعیت مقام قضاوت برای عالمی که حلال و حرام را می داند. او انتصاب چنین شخصی را به این سمت از سوی خود الهی می داند و از آنجایی که خود او از سوی خداوند برای این امر تعیین شده است، به همین دلیل، افراد منصوب او نیز به طور غیرمستقیم از سوی خداوند منصوب می شوند. قضاوت مشروعیت می یابد.

استاد دانشگاه تهران در خصوص نکته پنجم «صحیح ابو خدیجه» گفت: حرمت رجوع به سلاطین فقیه یعنی حاکمان نامشروع در دعوای مطلق که امام(ع) به صراحت بیان کرده است بیانگر یک حکم کلی و کامل است. . امام (علیه السلام) در این قاعده کلی، مؤمنان را از هرگونه اشاره به حاکمان ظالم برحذر داشت و لذا عدم مشروعیت حاکمان ظالم و حرمت هرگونه اشاره به آنان را اعلام کرد. عمومیت و عمومیت این قاعده در این است که اقتدار حاکمان را در همه امور اجتماعی و در همه زمانها نامشروع اعلام می کند.

تولیت حرم مطهر تصریح کرد: هر چند ارجاع داوری به قضات منصوب از سوی این حاکمان در واقع مصداق رجوع به حاکمان جور در امور اجتماعی و رسمیت عملی به نظام جور است، اما اشاره ویژه به همان پیش از بیان این قاعده کلی، شاید به دلیل فراوانی موارد آن در جامعه دینی باشد. امام صادق علیه السلام در این قاعده کلی، با اعلام نامشروع بودن حاکمان و حرمت هرگونه اشاره به آنان، وظیفه مؤمنان را در امور اجتماعی برای همه اعصار و نسلها روشن ساخت و تنها راه در این گونه امور رجوع است. به منصوبین یا منصوبین الهی.از ناحیه ایشان خلاصه شده است.

وی ادامه داد: حضرت امام خمینی (ره) قسمت پایانی این حدیث را اینگونه بیان می کنند: «در ذیل حدیث آمده است: می ترسم برخی از ما با سلطان الجائر بجنگند، ناحق؛ یعنی نه. اشاره به آنها در امور مربوط به قوای مجریه اگرچه «سلطان خودسر» به طور کلی یک قدرت حاکم ناعادلانه و ناعادلانه است و همه حاکمان غیر اسلامی و سه دسته قضات، قانونگذار و مجریه را شامل می شود، اما با توجه به اینکه قبلاً چنین بوده است. ذکر شده، قضات ظالم حرام هستند، معلوم می شود که این نهی بر اساس گروه دیگر یعنی مجریان است، البته جمله آخر تکرار جمله قبلی نیست، یعنی نهی از رجوع به فسق نیست. زیرا اولاً رفتن به قاضی مفسد را در امور مربوط به او از جمله بازجویی و اقرار و امثال آن نهی کردند و قاضی تکلیف پیروان خود را تعیین و روشن کرد. بعداً از مراجعه آنها به سلاطین نیز جلوگیری شد. از اینجا معلوم می شود که موضوع «حکم» با موضوع رجوع به سلاطین متفاوت است; و دو رشته است» (ولایت فقیه، ص ۹۴ و ۹۵).

رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی درباره نکته ششم درباره «صحیح ابوخدیجه» گفت: امام (ع) قضات منصوب از سوی سلاطین خور را نامشروع اعلام می کند که به وضوح نشان از عدم مشروعیت سلاطین خور در حکومت سیاسی دارد. . بر جامعه اسلامي، زيرا اگر سلاطين جور مشروعيت داشتند، در اين صورت قضات منصوب در ناحيه آنان نيز از مشروعيت لازم برخوردار بودند و دليلي بر منع رجوع امامان شيعه به آنان وجود نداشت. از سوی دیگر، اعلام عدم مشروعیت قضات منصوب از سوی سلاطین خور نیز نشان می دهد که مشروعیت قضاوت به عنوان بخش مهمی از حاکمیت سیاسی، تنها در محدوده نصب امامی که خود منصوب است امکان پذیر خواهد بود. . به سوی ولایت به خدا و هیچ راه دیگری برای مشروعیت نیست، قضاوتی نیست. پس از اعلام عدم مشروعیت قضات منصوب از سوی سلاطین، امام (علیه السلام) در این اعلامیه علمای دین را برای این مسئولیت اجتماعی که جزء حکومت سیاسی است تعیین می کند و مؤمنان را مجبور به مراجعه به آنان می کند.

انتهای پیام/




این مقاله را برای صفحه اول پیشنهاد دهید.

لینک کوتاه : https://smartech.news/?p=135680

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.