تاریخ : پنج شنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۲ Thursday, 22 February , 2024
0

اشکالی ندارد، همین چند وزیر به اندازه کافی انقلابی نیستند، آقای رئیسی!

  • کد خبر : 133527
اشکالی ندارد، همین چند وزیر به اندازه کافی انقلابی نیستند، آقای رئیسی!

این کار دشواری است و رازهای زیادی دارد و ترفندهای زیادی دارد. من مغازه چلوکبابی ندارم و قصد تبلیغ برای افزایش فروش ندارم. اصولا تبلیغات کباب فایده ای ندارد. زیرا در این وضعیت عجیب اقتصادی; از بین تمام وسایل موجود در آن سینی سلطنتی، بیشتر ما فقط می توانیم استخوان، پیاز، ریحان و در نهایت […]

این کار دشواری است و رازهای زیادی دارد و ترفندهای زیادی دارد. من مغازه چلوکبابی ندارم و قصد تبلیغ برای افزایش فروش ندارم. اصولا تبلیغات کباب فایده ای ندارد. زیرا در این وضعیت عجیب اقتصادی; از بین تمام وسایل موجود در آن سینی سلطنتی، بیشتر ما فقط می توانیم استخوان، پیاز، ریحان و در نهایت دوغ یا نوشابه را مدیریت کنیم یا به سمت خط فلافلیون برویم. دستمان کوتاه است و کباب قد بلند!

منظورم پیچیدگی کار بود. نگاه کن بوی تند قطعا توجه همه رهگذران را می رباید. مخصوصاً اگر چربی و پیاز به شکلی مناسب و شیک در گوشت کباب با هم تداخل و همزیستی داشته باشند و به قول اعراب لذت ببرند! اینطور نیست که گوشت چرخ کرده را جلوی دستت بگذارند که راحت سیخ کنی و آتش بزنی. این خبری نیست جانا! اگر می خواهی سیخ ماهری شوی و کباب ات در آتش نیفتد، باید حداقل چهار پنج بار طعم شکست را بچشی، سرزنش همسرت و تحقیر سوزان باجناق پسر برادر را تحمل کنی. -قانون، پسر عمو، همکار و همسایه. به صراحت بگویم؛ چسباندن مواد کوبیده شده به سیخ کار ساده ای در تاریخ تمدن نیست. بسیاری از افراد عرق خجالت و خجالت روی پیشانی خود دارند و مجبور شده اند کل مخلوط را در ماهیتابه بریزند و از نسخه له شده اصلی صرف نظر کنند. برخی از پیچیدگی کار فرار کرده اند و معلوم نیست کجا هستند.

روزی روزگاری، زمانی که نوجوان بودم و در تابستان، در یک کباب پز قدیمی شاگرد بودم. اوستا در مراسمی خاص و با ظرافت و عظمت سامورایی کباب را به سیخ می کشید و طوری رفتار می کرد که انگار قالب زردی در دست دارد و باید اورانیوم غنی شده درجه یک تحویل دهد. اصولاً در دوران دانشجویی حق نداشتم بیش از یک متر از ماهیتابه و میز برای برداشتن سیخ ها بروم. ترکیبات ویژه گوشت بره و گاو بر اساس میزان چربی و گوشت در نواحی خاص بدن حیوان ذبح شده، میزان پیاز و دقت آب پیاز، نمک و نحوه مخلوط کردن سس، موضوع بسیار داغی بود. . حساس. وظیفه. یادم می آید یکی از ارشد که قبل از من چهار پنج سال در کباب کردن تجربه کرده بود، در پنجمین سال کارش بالاخره اجازه گرفت تا سیخ کباب کند و تجربه کسب کند. آن هم با تکان و سلام و صلوات و صلوات… قابلمه را روی حرارت ملایم گذاشتند و مخلوط را دو سه دقیقه به آن حالت ورز دادن، پای کوزه گری مخصوص بود و ظرفی با آب بسیار سرد در حین قرار دادن. سیخ شده بود . از اهمیت استراتژیک برخوردار بود.

به نظر من اگر صد نفر از برجسته ترین ذهن های دانشگاه های دنیا را شکست دهید در نهایت و در خوش بینانه ترین شرایط دو نفر از آنها می توانند به این داستان افتخار کنند و قطعاً آن دو نفر را نباید رها کرد و اگر برای کفایت و شعور این عزیزان سرمایه گذاری کرد. (جای این افراد در کابینه رئیس جمهور خالی است.) البته از حقیقت غافل نشویم، شاتری سنگک سنتی هم غیر از بحث، کاری ظریف و پیچیده است و کارش سخت تر. از دبیر شورای نگهبان.

بعد از آن مقدمه چرب، فلفلی، معطر و بزاق، حالا برویم سراغ وادی مقایسه. همانطور که قبلاً گفتم؛ درست کردن و سیخ گذاشتن آن «آسان سخت» یا «آسان و بی میلی» است و انداختن گوشت از سیخ در آتش صحنه بسیار غم انگیزی است. خوب، با گفتن این حرف، کار آقای دکتر رئیسی به عنوان رئیس جمهور سخت تر است یا پیچیدگی؟ نه جدی از خود بپرسیم. واقعا کدومشون سخت ترن؟ شخصاً فکر می کنم کار یک رئیس جمهور بسیار آسان تر است.

قطعاً خود آقای رئیسی وقتی برای ثبت نام به وزارت کشور رفتند، فکر می کردند که قطعاً ریاست قوه مجریه از هر شغل دیگری سخت تر و پیچیده تر است. در دنیای خیالات خیالی ام تصور می کنم اگر شورای نگهبان می گفت: «چند سیخ بگیر ببینم چند مرده حلاجی است»، ملحی در جواب لبخندی می زند و می گوید: «کوبدا کاری به این کار ندارد». کمی پیاز خرد شده روی سیخ گذاشته و روی آتش می گذاریم. من برای چنین مسائل بی اهمیتی وقت ندارم. اگر خشخاش را کمی جلوتر سوراخ می کردند، احتمالاً می گفت: «کار ریاست جمهوری از خلبانی هم سخت تر است». یک خلبان چهار دکمه دارد، یک دسته را فشار می دهید و می کشید، هواپیما بالا می رود. همان دکمه ها و دستگیره ها را به حالت اول برمی گردانی، هواپیما فرود می آید و می گویی کاپیتان محمد باقر با تو صحبت می کند. همینطور کار همین آقای سمیعی در جراحی مغز چیز خاصی نیست. یک نیمکره بالای جمجمه است، آن را بردارید، زیر آن را نگاه کنید، اگر زائده ای بود، آن را بردارید و کاسه را دوباره در مغز قرار دهید. اما سیاست به این راحتی نیست. کار ما در مدیریت بسیار مبهم است.”

من از نزدیک دیده بودم و تجربه کرده بودم که روحانی با آن ریش آراسته و رنگ نوک مداد و آن عمامه پیچ خورده بارها مورد انتقاد و تمسخر و صدها رسانه و ده ها منتقد و مخالف قرار گرفته است. ، و مؤسسات مختلف، شبانه و پنبه هر روز درو می شد و بنده خدا هر تصمیمی می گرفت و هر قدمی که برمی داشت به قول حافظ به شش جهت برویم. وقتی یک رئیس نزد کشیش رفت. او از سلول های پوست خود خواست ضخامت خود را تنظیم کنند و بسیار ضخیم تر از سلول های پوست معنوی باشند و در برابر هر نوع حمله مقاومت کنند. چند روز گذشت و خبری نشد. به خودش گفت؛ راه اول است احتمالاً فعلاً چیزی نخواهند گفت. یک ماه گذشت، دو ماه گذشت، کسی چیزی نگفت. آقا، سه ماه، چهار ماه، پدر. نه تنها خبرساز نشدند و پنبه نیز تحت تأثیر قرار نگرفت. بلکه خیلی ها می گفتند این پسر پیغمبر شبانه روز کار می کند و معلوم است که کشور حرکت می کند. شد و شد، تورم زیاد شد و فشار بر موجودات کافی بود. اما باز هم کسی چیزی نگفت. دلار لاکی خیلی بالا رفت و معلوم بود که پشت مردم نود درجه شده ولی پدر هیچکس چیزی نگفت. آقای رئیسی اصلا تعجب نکرد. گوشی را برداشت، چند بار زنگ زد و با تواضع گفت: کار سختی است. ما هنوز نتوانسته ایم کاری انجام دهیم. جواب این بود: ای پدر! اولا ما این حرف ها را با شما نداریم. ثانیاً قبلی ها آنقدر موتور و گیربکس را پایین آورده اند که حالا ماشین باید در پیت بماند.

یک سال گذشت و کسی از خود رئیس جمهور انتقاد نکرد. فقط گفتند برخی از وزرا به اندازه کافی انقلابی نیستند. رئیسی نگاهی به نیمکت انداخت و به سرعت چند بازیکن انقلابی دیگر را وارد زمین کرد. خودش مرتب به استان سفر می کرد و دستور می داد همه چیز درست شود. وی بارها تاکید کرد که همه امور کشور باید سریع و انقلابی حل شود. اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. با این و آن حرف زد و گفت حرکت دادن ماشین سخت است. گفتند: اولاً ما این حرف ها را با شما نداریم. ثانیاً معلوم می شود که ماشین خوب کار می کند. از وقتی اومدی همه چی بهتر شده شما خیلی متواضع هستید، متوجه دور شدن ماشین از درختان کنار جاده نمی شوید. اتفاقاً همه چیز بهتر شده است. نگران تورم، بیکاری، کسری بودجه و مواردی از این دست نباشید. ابتدا روغن را ارزان تر کنید و چند قبض چاپ کنید. ثانیاً این اتفاقات قبلاً افتاده و ما هیچ کدام از آنها را با شما نداریم. می خواست کمی غافلگیر شود. اما وقتی به روزنامه ها، صدا و سیما، اتاق های فکر، مفسران سیاسی و همه اینها نگاه کرد، دید که همه از سرعت خوب ماشین و مهارت راننده می گویند. بنابراین خیالش راحت شد و فهمید که خوب کار می کند. این شد که دو سال بعد از شروع کار یاد حرف های قبلی اش افتاد و به این نتیجه رسید که نه خلبانی و جراحی مغز که مطمئنا آسان است و هیچ کاری ندارد اما خنجر زدن با سنبله خیلی قابل مقایسه است. مدیر اجرایی بودن دشوارتر است.

چهارتا مصاحبه میکنی، میری سفر استانی، دستور میدی، اقتصاد و سیاست خارجی و اداره مملکت که بالاخره یه جوری درست میشه و حوزه امنیتی چه من مسئول باشم. بندگان خدا یا نه، کار خودشان را می کنند و اشکالی ندارد. اما آن ضربه لاکی بسیار دشوار است. چون حتی خود عمل هم منشأ هزار مشکل است، چه برسد به سختی کشیدن سیخ. خدایا من را ببخش. توهین به آن معلمان محترم بود. در واقع در مقایسه با کار آسان ما، آنها کار سخت و مسئولیت زیادی دارند. کار ما اصلا سخت و پیچیده نیست و اگر گوشت هم به آتش اضافه کنیم، هیچکس به فکر ما نیست. قانونگذار از ما آسانتر است که تلخی و سختی خاصی ندارد.

۲۱۹۲۱۸

لینک کوتاه : https://smartech.news/?p=133527

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.